دلتنگ ناگفته ها بودم و تو آمدی به یاد ای خاطره گمشده کودکی و روزهای شاد هر شب مشتاق و تو بی خبر از من شب زده و گمگشته ی یک نظر بودم من هر لحظه کنار تو و شب رسید تا آن روز وداع آخر رسید عشق اول بود و داستان سر شد تصویر نگاه آخرت بر دلم حک شد من ماندم و تو و روزهای تار نفرین به گذشته ی بی اختیار لابلای خاطرات تو هر روز می مردم هرگاه نام تورا بر زبان می بردم نی ، نمی دانی چون شدم اینجا دلتنگ و عاشق و خسته و تنها نفرین که لال بودم آن روزها افسوس ولی قضا می هــــــــــاتــــــــــف...
ما را در سایت هــــــــــاتــــــــــف دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : محمد عباسی hatef1982
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : شنبه
1 مهر
1402 ساعت: 17:35